New Page 1
من از ننگ هاي خويش
سخن مي گويم
باشد كه
ديگران نيز از ننگ هاي خود سخن گويند . . . .((( برتولد برشت)))
@ اصلا حال وحوصله ندارم.فقط دلم
ميخواد يقه اوني كه مقصرهستش بدهند دست من! اون وقتا كه دانشجو بودم صبح ها زود از
خونه ميزدم بيرون تاديدن اون صورت گرد وچشماي معصوم و درشت ايروني رو از دست ندم ،
فكر كنم 13 سالش ميشد.وقتي بهم سلام ميداد انگار دنيا رو بهم ميدادن و صبح من
قشنگتر ميشد... اون ديگه بزرگ شده بود دختري زيبا و برازنده،تا ديروز شنيدم كه در
اثر تركش يه ترقه يكي از چشماي قشنگش رو از دست داده، نبايد غمگين باشم؟چرا؟ آخه
اون كسي كه ترقه انداخته چي عايدش شده؟ آيا نفسش ارضا شده؟ گمان نمي كنم.شايد اون
آدم با همه حماقتش مقصر نباشه.نمي دونم از الان به استقبال چهارشنبه سوري رفته
بود؟يا ميخواست عقده دلش رو از دست اون نامرئي هاي بالايي رو سر اين دختر بچه خالي
كنه؟ نمي دونم نمي دونم ...جوابي براي اين سوال پيدا نمي كنم.حرص ميخورم...
بابا فقط اين نيست... يه روزگرم
تشنه بودم رفتم از آبسرد كن دانشگاه آب بخورم نفرجلويي كه بقول خودش بچه تهرون بود
وما شهرستوني ها روقبول نداشت پس از اينكه آبش روخورد لوله مسي آبسرد كن رو جوري خم
كرد كه ديگه كسي نتونه از آب بخوره. يقه اش رو گرفتم گفتم چرا اينكاروكردي؟برگشت با
وقاحت گفت: تا دهن جاسبي ورفسنجاني روسرويس كنم!! بله وقتي اين استدلال يه دانشجو
هستش واي بحال عوام!
من دلم سخت گرفته است از اين
ميهمان خانه مهمان كش . . . روزش
تاريك!
كه بجان هم ، نشناخته، انداخته اند . . .
چند تن ناخشنود، چند تن نا خرسند (نيما)
@ سال دارد به پايان ميرسد وحاجي
هاي بازاري دارند چرتكه مي اندازند تا بيش از پيش خون مردم قهرمان ايران را در
شيشه بكنند.پولدارها براي تعطيلات عيدشان برنامه ميريزندوبي پولها هم از الان در
ماتم خرج ومخارج ديد وبازديد هاي عيد نشسته اند .اما در همين اسفند ماه مناسبت هاي
مختلفي وجود دارد كه نبايد در پيشواز عيد وسال نو فراموش گردد.روزدوشنبه 18 اسفند
به گمانم روز حق وحقوق زنان است واينطور كه من (از صاحبخانه جديدم=سولماز)شنيده ام
مجالسي قرار است در تهران برگزار شود كه احتمالا بتوانيد اخبار مربوطه را درزيتون
وخورشيدخانم دنبال كنيد. مناسبت هايي معروفتر مثل روزملي شدن صنعت نفت كه يك عيدي
جاودانه از طرف زنده ياد دكتر مصدق به ملت ايران است و روز درختكاري كه من خواهش
دارم از دوستان يك كمي هم به طبيعت وحفظ آن اهميت بدهند واگر ميتوانندچند خط در اين
مورد بنويسند.تا يادم نرفته بگم كه نيمه دوم اسفند فصل تكثيرگل محمدي وگل رز وهم
خانواده هاي آن ميباشند.واگراهل كارثواب هستيد فرصت را از دست ندهيد بعدا نگيد كه
نگفتي ها! ،با شما هستم چيه رفتي تونخ گرداب هاي فلسفي و...ول كن بابا براي امسال
ديگه كافيه.پاشو يه سري به طبيعت بزن يه كوهي يه رودخونه اي ، صحرايي.
@ آقا شما كه خودتون رو زديد به
نديدن ولي اين تاريخ شفاهي بنده
خدا يه روزگاري خيلي وبلاگرزحمتكش وپركاري بود بس كه بهش سر نزديم و همش حواسمون به
خودمون بود اين بچه داره بي انگيزه و دپرس و...اينا ميشه. يادتون رفته تو قضيه خبر
رساني وقايع تيرماه چقدر فعال بود.بجاي قربان صدقه هم رفتن ، بيينيد چي بسر تاريخ
شفاهي اومده؟ خيلي ها هستند كه اگر ده تا ده تا خداحافظي كنند بجايي بر نمي خورد
اما بچه ها اون بايد بمونه...لينك ميدم كه بهش اميد بديد وبگيد،اون چيزايي رو كه
بايد بگيد.
@ نمي دانم چرا هرجا كه دوستان ما
در مورد لزوم دوست داشتن وطن وسرزمين مادري سخني ميگويند بلافاصله عده اي ايراني
نما( با افكاروايدولوژي هاي مختلف) به ايشان ميتازند كه همه اش تقصير شما
ناسيوناليست هاست و... مگر ناسيوناليست صفت بدي هست؟ برويد از آن قديمي ها بپرسيد
كه هنگام اشغال ايران توسط روسها آيا سربازان روس احساس ميكردند كه در يك سرزمين
بيگانه هستند؟ خواهند گفت:نه! بس كه ما ايراني ها اجنبي پرست واز خود بيگانه ايم.
چرا ازعارف قزويني، اين شاعربزرگ ياد آن قدرنامبرده نمي شود كه از بعضي ... هايي كه
مشروطيت را به بيراهه بردند.شايدبعضي بگويند كه اين حرفها در دوره دهكده جهاني
چندان مصداق ندارد. اما اگر در اروپاي متمدن هم نگاه كنيد هنوز اين نگرش ها هست
وبايد باشد چون آنجا منافع ملي به جيب چند نفر وچند فاميل خلاصه نمي شود. در خيابان
ديدم روي ديوار نوشته: (ملي گرايي اساس بدبختي اسلام ومسلمين است. امام خميني) آيا
امام خميني واقعا اين حرف را گفته؟ در هر حال چه دهكده جهاني باشد وچه نباشد، ايران
براي يك ايراني واقعي،بايد دوست داشتني باشد.
يادجمله مشهور مصدق افتادم كه گفت:
من دست انگليسي ها را از ايران كوتاه كردم،غافل از آنكه انگليسي هايي با شناسنامه
ايراني هم وجود دارند...
بدبختي ما گناه
بيگانه نبود . . . پيوند من وشما صميمانه نبود.
بوديم بظاهر همه
عشاق وطن . . . . . در خاطر ما نقشي از آن خانه نبود
@ آيا فيلم درحال اجرايي را كه
درعراق جريان دارد را دنبال ميكنيد؟ وبه موازات آن فيلم مضحكي را كه در پاكستان
وصدالبته مرتبط با جريانات عراق اكران ميشود چي شده؟ چيزي نشده سيصدوچند انسان
بيگناه درعراق تكه پاره شدند تا هر كشور با مقتضيات خود از اين ماجرا سود ببرد:
1-
در آستانه
انتخابات آمريكا (بهانه) سندي براي اقامت دائم عموسام وبيتوته ايشون دركشور دوست
وبرادرعراق بدست آيد كه آهاي مردم دنيا: ديديد عراق امنيت ندارد؟ ديديد اگراين
اقوام بدوي را بحال خود بگذاريد همديگر را لت وپار مي كنند.پس ما بايد باشيم تا
امنيت منطقه(درواقع امنيت نفت) تامين شود.
2-
تا در
ايران حضرات بالايي بطور كامل عايدات رفت وآمد زوارايراني بعراق را به جيب خود
سرازير كنند وبقول خودشان اين امر را سر وسامان بدهند.اگردقت كرده باشيد تاكنون هيچ
مقام ايراني بصورت جدي اعتراضي به كشتاراين همه انسان نكرد(فقط در حد سخنگوي وزارت
خارجه).وبلافاصله رفت وآمد ايرانيان به عراق فقط به كانال هاي دولتي محدود شد.در
هياهوي اين كشتاروگرد وخاك حاصله صحت انتخابات نزديك به چهل حوزه با عجله تاييد
شدتا مبادا از اين فرصت ها پيش نيايد.سوژه (فنج) بنداز وسط وحكومت كن!
3-
تاشيعيان
عراق با مظلوم نمايي هرچه تمام ترآمريكا را متهم به بي عرضگي وناتواني در كنترل
عراق بكنند.از آن سوكلمه "شيعه" ورد زبان تمام خبرگزاريها شد تا گرداننده اصلي
قضايا بتواند از قدرت گرفتن پيروان شريعت (در اينجا شيعيان) نگران شود.آيا شما باور
ميكنيد كه آمار شيعيان مقيم سوئد يا تايلند كه مراسم عاشورا گرفته بودند واقعا
اينقدر زياد است كه در تلويزيون وطني ديديم؟ به هرحال قبل از اين كشتارعراق، جهان
شاهد نوعي قدرت نمايي مذهب شيعه بود.كه كانون آن در عراق بود.و چه استادانه يكي بر
ميخ ويكي بر نعل مي نوازد اين حضرت جمبول.
ومطمئن باشيد هركشوري بنا بر سياست
هاي خودش از اين فاجعه انساني بسود خود استفاده كرد...... تغاري بشكند ماستي بريزد
.... شود دنيا بكام كاسه ليسان!!
اما اين ماجراي بمب اتمي ايران
وژنرال ارتش پاكستان(عبدالغفورخان=عبدالغفور
فان !)كه
مي گويند به ايران تجهيزات ساخت سلاح اتمي فروخته يا عليه مشرف كودتا نافرجام كرده
وخوشمزه تراز همه اين قضاياحالا پيش مافوقش پرويز مشرف- كه خود با كودتا بر سر كار
آمده- اظهار ندامت وپشيماني ميكندوقبل از اين ندامت هم حتما شنيديد كه چند سوقصد
بجان مشرف ناكام ماند و... همه اتفاق ها افتاد وگفتند وما هم باور... بقول اون رشتي
من هم كه خوابم!! بابا بي خيال پرويز جون!
@گفتم شيعه، بذار يه خاطره بگم:
روزي كه ابوج يقه شاعر
فاشيست را گرفت!
اول چند جور آغاسي رو بشناسيد:نوع
اول نام يه خواننده است كه با ترانه..آمنه آمنه...رنج وعذاب منه! شما ايشون رو
ميشناسيد.نوع دوم:يه بابايي بود كه حتي بعنوان نفر سي ام انتخابات تهران انتخاب شد
ولي نتوانست به مجلس برود به هر حال اسم " آغا 30 " روي ايشان ماند(برو تو نخ
آغا).اما اين سومي شاعر است واگر نمي شناسيد حالا مي شناسيد:
حدود سال75 يا 76 بود نميدونم يك
گردهمايي(شايد هم شب شعر) بود در سينما هلال زنجان، با اصراردوستان رفتيم ببينيم چه
خبر است؟ديدم يك آقاي شاعر با ريش وپشم انبوه با لحن حماسي مي خواند كه:
... شيعه يعني يك بيابان
تشنگي...شيعه يعني تيغ بيرون از نيام!!
فعلا تا همين جا داشته باشيد آن
زمان يه چاقوبا دسته شاخ گوزن بسيار آنتيك ، كار دست استاد معرفت زنجاني هميشه
همراه داشتم كه اگر جايي لازم شد معرفت نشان بدهيم! ولي تا آنروز موقعيتي پيش
نيامده بود.(خدا از اين رجيم نگذره كه آخرش اين "معرفت" ما رو كش رفت و بقول تهراني
ها دو در كرد.)خلاصه تعاريف اين آقاي آغاسي از شيعه، بدجوري حالمو گرفت. منتظر
موندم تا يك زمان آنتراكت (تنفس) اعلام كردند. ديدم بادمجان هاي دور قابچين جناب
شاعر را در بوفه سينما نشانده وهي دلستر و سوسيس و... تو شكم جادار اين بابا
ميريزند .تا آنجايي كه بلند شد برود
wc
ديدم فرصت خوبي است تا سوغاتي زنجان را نشان شاعر بدهم.توي آينه دستشويي ديدم كه
وارد شد. "معرفت" رو كه ديد خشكش زده بود يقه اش روگرفتم وگفتم : ها... كه شيعه
يعني تيغ بيرون از نيام...؟ شكم بزرگ وزشتي داشت وبه فس فس افتاده بود.سعي ميكرد
لبخند بزند اما از چشماش معلوم بود كه ترسيده بود.درب يكي از دست شويي ها را باز
كردم وهلش دادم تو و تا هيكل ناميزانش را مرتب كندبه سرعت نور از سالن گذشتم رفتم
داخل سينما كه تاريك بود.... جايتان خالي وقتي رجيم وبقيه ديدند كه شاعر فاشيست
مجبور شده لباس هايش را عوض كند تا بتواندبرود پشت تريبون.آنوقت بود كه فهميدند
خالي نبسته ام و معرفت را نشانش داده ام.يادش بخير چقدر خنديديم...... و شب شط
جليلي بود!
@ راستي پارسال در اين روزها بود كه
حركت 16 اسفند توسط وبلاگ نويس ها براه افتاد آنها كه يادشان هست انگوري نامه
ابوجهل را بطرز بدي در وبلاگش بازگو كرد كه اولش اينطوري شروع ميشد:
چندي پيش ابوجهل از من خواست كه
وبلاگي بنام ياعلي درست كنيم وحركتي براي كمك به افراد نيازمند .....من موافق نيستم
چون آنقدر تعداد كساني كه كاسه گدايي بدست گرفته اند زياد است كه...وترجيح ميدهم كه
به آنها ماهيگيري ياد داده شود تا ماهي.....
نمي دانم هكري كه انگوري را پاك
كرده بود آرشيو را باقي گذاشته يانه؟ برويد وحقانيت ابوج بينوا را ببينيد.
وديديم كه 16 اسفند سال گذشته بچه
هاي وبلاگ نويس چه كردند(جالب آنكه انگوري، خود از سر دمداران اين حركت شد.)ابوج هم
بخاطر يك ماموريت غير مترقبه تمام افتخارات پنهان وپيداي اينكار را از دست داد. ولي
از آن به بعد اينگونه حركت ها كليشه شد و... بماند.
@ امسال هم با همه پستي وبلندي هايش
بپايان ميرسد اميدوارم شما هم مثل طبيعت، بسوي تازگي وطراوت برويد وهر روزتان
پربارتر وزيباتر از قبل باشد.آرزوي قلبي من خوشبختي وكاميابي همه شما خوبان
است.دامن طبيعت الهام بخش است .ونيروهاي فكري تحليل رفته شما را به حالت
default
بر ميگرداند.من زياد نوشتم تا اگر عمرم كفاف نداد گفتني ها را گفته باشم عيدتان
مبارك باشدوفقرا را فراموش نكنيد.
اگر فرصتي بود
دوباره مثل عيد قبلي گلباران براه مي اندازيم ... براه انداختني!